مؤلف مجهول

103

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

ديگر بايد كه در معاملت طريق مجاملت سپرد و ابواب برّ و انعام و انواع صلات و اكرام بر خلق مفتوح دارد و در تعظيم و اجلال اهل فضل بواسطت « انّما يعرف ذا الفضل من الناس ذووه » تا به حدى مبالغت نمايد كه از هبوب صباى تربيتش ، از رياض علوم ، ازهار امانى بشكفد ، و ترشّح زلال اقبالش ترشّح نهال افضال باشد ؛ و در بسط كفّ احسان و كفّ بسط عدوان ، آثار مساعى جميله بتقديم رساند ، تا زواهر نجوم دانش بيمن ذاتش درجت استعلا گيرد و طليعت يزك صبح عدل بر لشكر ظلام شب استيلا يابد و از حسن تدبير او اغنام ديات از ذياب بازستاند و آفتاب رخشندهء آرايش ، آرايش عالميان گردد و سايهء هما آسايش ، آسايش عالم باشد ؛ و بدين واسطت صيت جميل او در بسيط عالم ساير گردد و ساير خلق زبان بدعاى دوام ايّام دولت او داير گردانند . و چون ملك در حلّ و عقد و وجدان [ 72 ر ] و فقد و رتق « 1 » وفتق و شكر « 2 » و شق « 3 » و حفظ و رفع و نصب و عزل احوال ممالك گوش به زبان او دارد و صوادر افعال او بتدبير وزير و كفايت او متعلق و منوط است ؛ بايد كه از زلّت قدم و عثرت قلم در پناه ثبات « 4 » و كفايت و فكر و درايت باشد ، تا افعال و اقوال او ، موقوف صواب و مربوق فصل خطاب افتد . فاصابة الخلفاء فيما حاولوا * مقرونة بكفاية الوزراء هرچه از نيك و بد ظاهر شود بوزير مضاف و منسوب باشد . اذا نسى الامير قضاء حق * فانّ الذنب فيه للوزير لانّ على الوزير اذا تولّى * امور الناس تذكير الامير و درين باب طرفى از طرف احوال و اشعار و حكايات و نكات و طرايف و لطايف وزرا كه جهان فضايل و ماحى بدع اوايل و عالم علم و منبع حلم بوده‌اند و آثار پسنديدهء ايشان بر ناصيهء ايام زاهر ، و صفحات صحف از لآلى ابدار نظم و نثر

--> ( 1 ) - ص : رفق . ( 2 ) - ص : سكر . ( 3 ) - ص : تتق ( بىنقطه ) . ( 4 ) - ص : و ثبات .